محمد على آزاد كشميرى
388
نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )
صاحب روضهء بهيه از جملهء مصنفات او گفته : « كتاب مفاتيح در اصول تقريبا چهل هزار بيت است ، و كتاب وسائل در اصول فقه ، و كتاب مناهل در فقه و آن كتابى است مبسوط و جامعى است مضبوط كه تا حال مثل او كتابى جامع در ادله و اقوال و حاوى جملهء مسايل فروع به قالب تأليف نيامده . تقريبا دولك « 1 » بيت است . و از مصنفات او است كتاب مصابيح در فقه ، و كتاب اصلاح العمل در فقه ، و آن محتوى است بر فتاوى . و هم در آن كتاب اشاره فرموده بهسوى مسائل اختلافيه . و كتاب اكمال در تكميل اصلاح العمل » . صاحب روضة البهية او را از مشايخ خود نوشته و گفته : « سمعت منه رحمه اللّه ان مؤلفاتى قريب من سبع مائة و الف بيت او اكثر » . « مشهور است كه در زمان آن جناب ، قوم روس كه بلاد سلطنت ايشان قريب ممالك محروسهء پادشاه اسلامپناه فتحعلى شاه - طاب ثراه - واقع بود دست تعدى بر مسلمانان دراز كرده بودند ، به حركات ناشايسته پيش مىآمدند و اهل عجم استغاثهء اين معنى به خدمت آن پيشواى دين مبين بردند . به ملاحظهء همچو وجوه در راى اقدس آن قدوهء ارباب اجتهاد چنان قرار يافت كه جهاد بر آن قوم كفار جفا شعار در اين صورت جايز بلكه واجب است و بر مسلمانان لازم كه به دفع ايشان برخيزند ، و فتواى اين معنى به پادشاه اسلام نوشت . چون بهسبب بعض عوايق از جانب پادشاه در باب رفع ايشان اعتنائى به ظهور نرسيد مردم باز به خدمتش عرض حال نمودند . آن عالىجناب به پادشاه پيغام فرستاد كه اگر شما متوجه دفع ايشان نمىشويد به ما بفرمائيد كه متوجه شويم . پادشاه اسلامپناه نظر به اينكه مجتهد هر عصر نايب امام زمان - عليه السلام - است [ راى ] جناب سيد را پسنديد و آن جناب به حسب مرض پادشاه متوجه دفع آن قوم روسياه شد . مردم بسيار از مؤمنين همراه ركاب سعادت انتساب جمع شدند به حدى كه راهها از مردم پر شد . گويند كه خلوص ارادت اهل عجم به خدمتش به حدى بود كه چون آن جناب به عزم امر مذكور از كربلاى معلى نهضت فرموده به بعض بلاد عجم تشريف آورد بر سر حوضى نشسته وضو كرد ، مردم به آن تبرك جستند و هريكى از ايشان آب از آن حوض بهقدر مقدور خود برداشت تا آنكه تمام حوض خالى از آب شد . چون قدوم فيض لزوم آن جناب به پادشاه دينپناه فتحعلى شاه - طاب ثراه - بود و تمام اهل طهران كه پايهء تخت شاهى بود حتى كه ملازمان شاهى قبل از آنكه اجازت از او خواهند به خدمتش شتافتند . بالجمله چون خبر رسيد به تعظيم و استقبال به يك منزل پيش آمد و آن جناب را به دار السلطنه آورده به اعلاى تخت خود جاى داده خود به گوشهء تخت به كمال ادب بنشست . آخر الامر چون آن جناب از آنجا نهضت بهسوى جهاد آن قوم بدنهاد فرمود پادشاه هم با افواج كثير همراه ركاب آن
--> ( 1 ) . لك - صدهزار .